بی مقدمه پس از یه مدت طولانی!
سلام به پسر گل و گلابم الان که دارم پستهای قبلی رو میخونم میبینم باید لحن نوشتنم رو عوض کنم اخه هزار ماشاءالله مردی شدی واسه خودت.دیگه باید مردونه بنویسم برات یه مدت کلا نتونستم بنویسم وحالا نمیدونم از کجا شرو کنم.چی بگم.اما بزار از عید همین سال شرو کنم و اسباب کشیمون. با عنایت خدا و زحمات بابا بهمن94 به خونه جدیدمون اسباب کشی کردیم و یه ماه هم به خاطر تزئینات خونه بابا جون ها مهمون بودیم.درسته یه خورده بهت سخت گذشت ولی تموم شد و کم کم اسبابمون چیده شد.عید خونه خودمون سال نو رو تحویل کردیم. 26فرودین عیدیمون از طرف اقا امام رضا رسید و راهی مشهد شدیم.اولین سفر هواییت بود و اوایل ترس داشتی و بغلم نشسته بودی.کمی بعد عادت کردی و ر...
نویسنده :
مامان امین
2:49



